×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
false
true
متن سخنرانی مولوی محمد مختار مفلح در کنفرانس هفته وحدت و نمایشگاه عکس امت واحده به پیشواز میلاد پیامبراکرم (ص)

بازدید: 14

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لاهله والصلاهعلی اهلها
لقدکان لکم فی رسول الله اسوه حسنه…الایه
سئلت عایشه رضی الله تعالی عنها خلق رسول الله صلی الله علیه وسلم قالت: کان خلقه القرآن…او کما قال.
حضار گرامی، برادران و خواهران مومن !
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!
اجازه بدهید تا در این روزخجسته ودراین روزمیمون به مناسبت فرارسیدن میلاد مسعود پیامبر گرامی اسلام (ص)، برای یکایک شما عرض ارادت خودراتقدیم داشته و این روز فرخنده رابرای همه امت اسلامی، به ویژه برای هموطنان مومن مان خجسته پی مسئلت نمایم.
نیک میدانیم که تولدباسعادت پیامبر اکرم(ص)، بیش وپیش ازهرچیز سعادت بشریت را ارمغان آورده ونیز ازدل یک قوم منشعب وپراکنده که درشبه جزیره ، به دور از هرتمدنی افتاده بودند، تمدن باشکوهی پدید آورد که هنوزکه هزار و چهارصد واندی از مولد آن حضرت (ص) سپری می شود، بازهم پیام جاودان آن جناب در گوش هاطنین انداز وپژواک حقیقت رسالت آن حضرت (ص) حی حاضر است.
امروزمامسلمانان بیش از هروقتی به پناه بردن به سیرت وسلوک آن حضرت (ص) نیاز داریم. امروز مامسلمانان درچنان گرداب های سهم گینی گیر مانده ایم که تنها طناب نجات و طریق حیات ما بازگشت به سیرت حضرت محمد مصطفی است… صلی الله علیه وآله وسلم:
به مصطفی برسان خویش را که دین همه اوست
اگر به او نرسیدی تمام بولهبیست
حضار گرامی خواهران و برادران!
بحث دوم بحث وحدت امت مسلمه است شما همه میدانید که وحدت امت اسلامی برای امت اسلامی همان حلقه ی مفقوده ای است که مدار ومناط همه هستی ما مسلمانان به آن گره خورده است. تا این حلقه بود و استوار بود و این حلقه خوب بود همه چیز داشتیم وهمه چیز ما برای خود ما بود.
ما همه بهترین بودیم، چون به بهترین حلقه دست مان بود و دست ما استوار تر در آن حلقه گیر آمده بود.
ما آبروی خوبی داشتیم چون آن حلقه آبروی همه مان بود.
قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (۲۵۶)
این عروه الوثقای ما همان حلقه مفقوده مان است. این زنجیره و این حلقه همانا سر رشته همه امور مان بود. سررشته همه زندگی مان به دست همین حلقه نهاده شده بود. از زندگی هر آن بهره ای که برده ایم از برکت وفیض دست یازیدن به همین دستگیره بود. دست گیره ای که از جانب آفریده ی جهان دست گیره محکم خوانده شده است.
ما زمانی آبرو وعزت مان به حراج گذاشته شد که چشمان مان بسته شد و یا این که چشمان مان را خود بستیم و این حلقه را نادیده گرفتیم. زمانی که قرآن برای ما گفت که ولاتنازعوا فتفشلوا. ما از این آیه چشم بستیم و چهره خود را برگشتاندیم. پس نان مان هم رفت ونام مان نیز. وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ (۴۶)
زمانی ما همه چیز داشتیم وهمه گپ ازما بود، آن زمانی که قیمت همه ارزش ها را ما مشخص می کردیم. ما قیمت علم را می پرداختیم و علم حاصل دود چراغ خوردن علمای ما بود. علمای ما زحمت می کشیدند و جهان از آن ها حساب می بردند. اما حالا ما از این حلقه که فاصله گرفتیم حاصل این فاصله زمین گرفته گی مان است.
حال که این حلقه را از دست داده ایم در دریا ها هم خون ما می ریزد و هم نفت ما. در زمین ها هم آبروی مامی ریزد وهم عزت ما … یمن که عدن بود امروز به جهنم مبدل اش نموده ایم… زمانی که دمشق شاه وعروس شهر های اسلامی بود به خاکش کشانده ایم و خون سوری دشت هایی از گل سوری بر آورده است. آن گا که ما افغانستان یعنی بهشتی در دنیا داشتیم اما امروز این بهشت به خاکدانی ویران و اندیشکده هایش به اندوه کده ها تبدیل شده است. امروز دست عرب به یخن عجم است ومشت عجم به روی عرب. امروز سینه سیاه به دست سفید دریده شده است و فرق سفید به سنگ سیاه شکسته … این است حال وروز امتی که قرآن آن چنین معرفی نموده بود: وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَعْلَمُونَ (۸)
این عزت از کجا آمده بود؟ این بزرگی از کجا نشأت کرده بود؟ این همه از همان دستگیره مقدس آمده بود. درآن زنجیره رسنی بسته بود و دست ما ازآن رسن هم جدا شده بود. ریسمان وطنابی که خدا آن را متین خوانده بود. از این رسن واین ریسمان نیز رها شدیم… سقوط کردیم: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (۱۰۳). این شد نتیجه کار ما. الفت باز رفت و جای آن را عداوت گرفت. وحدت رفت جای آن را اختلاف گرفت. و ما ماندیم ودر بیراهه شقاق ونفاق.
حضار گرامی خواهران وبرادران!
این اخوت و هم پیمانی را ما با نام قدس شریف گره زده ایم و این کار را از روی بصیرت انجام داده ایم. ما وحدت را مساوی به حراست از سرزمین های اسلامی می دانیم وپیوند با سرزمین های اسلامی را جلوه ای از التزام به دین وشریعت می دانیم. باورما این است که نمی توان در برابر یک وجیبه دینی سکوت نمود. یک مسؤولیت دینی را نمی توان از پیکر یک منظومه اعتقادی قطع نمود وآن را برید. قدس از این سنخ حیثیتی برخوردار است. قدس یعنی گره گاه باورهای منظومه فکری منبعث از منابع وحیانی قران کریم. مگرنه این است؟…مَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا وَاللَّهُ یُرِیدُ الْآخِرَهَ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (۶۷).
کوتاهی در مسؤولیت قدس را یکی از همان چشم بستن هایی می دانیم که از اثرآن دست ما از همان حلقه مقدسه جدا شد. قدس را که از دست دادیم یعنی کابل را از دست دادیم. زمانی که ما قدس را از دست دادیم همان روز محاسبه از دست مان بیرون شد. همان روز ما جامه ماتم را به تن نمودیم.
پس چه باید کرد؟
• روی به رحمت بیاوریم … رحمت برخود. رحمت برجان خود. برای برادرخود. رحمت به یک دیگر. رحمت چیزی است که آن را درمیان خود از دست داده ایم. مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا (۲۹)
• روی به هویت بیاوریم. هویت خود را حراست کنیم. هویت خودراپاس بداریم دراین میان هم هیچ کوتاهی نکنیم. وَلَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ.
• به عزت برسیم، از راه علم وعمل به عزت برسیم. از مسیر خود ارادیت به عزت برسیم. کم گپ برسیم و بیش کارکنیم. خدا، رسول و مومنان کارمان را خواهند دید: وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (۱۰۵)
حضار گرامی!
میلاد مسعود پیامبرگرامی اسلام امروز معلم مااست…امروز آموزگار ما است. راهنمای ما است تا به قرآن کریم وسنت جناب محمدرسول الله صلی الله علیه وآله سلم بازگشت کنیم… به یقین می گویم و به آن ایمان دارم؛ چهل روزعمل به سنت پیامبر اکرم، درهر سطحی ودرهر محدوده ای، مارا به نجات نزدیک می کند، مارا از فقربیرون می کند، مارا از پلشتی ها می رهاند … جنگ هارا به صلح ها، ناروایی ها را به مهربانی ها می برد… محبت وولای چهل روزه مان جمعی را شاد می کند و جامعه ای را آباد!…اما آن گونه که می بینیم همه درمقطع حرف مانده ایم ودردایره شعار… این راه حل نیست واین مسیرنجات شده نمی تواند…
اختتام سخنم را به شعری از حکیم امت، فیلسوف وشاعر اسلام؛ علامه محمداقبال لاهوری به پایان می برم:
ای غنی از هردوعالم من فقیر
روز محشر عذر های من پذیر
گرحسابم را بگیری ناگزیر
ازنگاه مصطفی پنهان بگیر….
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

false
true
true
true

false