×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
false
true
یگانگی در عالم چند گانه گی ها (به مناسبت گرامیداشت از هفته وحدت)

۱۳۹۷/۹/۲۵

شاید قبل و بعد از حمله مغول بر جهان اسلام، همانند شرایط جاری هیچ گاهی برجهان اسلام ازلحاظ پراکندگی وافتراق نرفته باشد و روزی همانند این روزگار برسرآن نیامده باشد. روزی که خفت نصیب امت شده و ذلت طوق گردن حاکمان آن که برگرده ملت ها سوار اند. از این رو کسی که دلی به دین دارد وسری به هوای امت ، روزگاری تیره می گذارند و عمری در درد سپری می دارد. درچنین حالی ودر چنین هوایی؛ که از کابل در روز بزرگداشت زاد روز پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم پارچه های مسلمانان به هوا می رود ودر دمشق کودکان در زیر گاز وبخار تسلیحات شیمیایی نفس زنان جان می دهند و در یمن در هرخانه ای ماتم دامن پهن نموده است و در لیبیا لهیب آتش خشک وتر را می سوزد و در اقصا قصه غصب گرم است و فلسطین را غاصبان برای یک دیگر می بخشند،…
بلی در چنین روز گاری که افق عالم اسلام خونین است و دل دشمنانش لیریز از کین ودر چنین قرنی که شاخ شیطان بالا شده و رایت توحید افسرده و مکدر… از یک گوشه ای از عالم اسلام طنین وحدت بالا است و صدای توحید بلند… درگوشه ای ازجهان اسلام جمعی از نقاط مختلف جهان فراهم آمده اند تا دراین دنیای لبریزاز ناباوری و دراین جهان کدِر بی روحیه گی داعیه دیرین دل سوختگان و گمشده گزین پیشینیان و پسینیان بوده است را، عزیز بدارند ورایت وحدت را برافرازند.
نشست هفته وحدت اسلامی از آن دسته نشست هایی بوده است که جهان اسلام کمتر نظیر آن رادیده است و همانند آن را به تماشا نشسته است. از این لحاظ برای هرکسی که عمری در برابر طاغوت ” نه ” گفته باشد ودر برابر هر مزدور استعماری سر خم ننموده باشد، نجوای هفته وحدت اسلامی انگیزه بخش و صدای آن دل پذیر خواهد بود. دراین نشستی که از دیر باز اشتراک درآن تمنایم بود و پیوستن به آن آرزویم به شمار می رفت، در کنار صدها انسان دل سوخته دیگر از این خطه غبرا و کُرَّه کوچک خاکی قرار گرفتم… دل هرکسی عالمی بود لبریز از الم ودرد و سینه هرشخصی گنجینه ای بود از سوز های بی پایان.
در کناریکی که می نشستی می شنیدی که در سرزمین او چه بیدادی دمار از روزگار مردم بدر آورده و دود ملت را به هوا پرانده است… از هرعزیزی چیزی می شنیدی که از وحشت آن حدقه از چشم آدم در می رود و قلب می لرزد و زهره شیر و قلب پلنگ باید داشت تا ازهمه بیدادی که برملت ها رفته است را، شنید وتحمل نمود… از ظلم حکومت چین برمسلمانان بگویی ویا از بیداد ظالمان بر ملت عزیز سوریه و یمن و … هر یک کارد های تیز و خنجرهای زهر آلود همه روزه سینه ای را می شگافد و زیانی بر زندگی ای وارد می آورد… تن نحیف و خسته کودکان یمن که به کیسه پلاستیکی پر از استخوان می ماند را نگاه می کنی و می اندیشی که این به دست ارتش کشور های به نام مسلمان صورت گرفته و آن چه در جای دیگر صورت گرفته را زیر نظر می آوری متوجه می شوی که تموچین ( چنگیز خان ) هم آخر انسان درنده ای بوده است و او کدام ملامتی ای نداشته است… بلی هفته وحدت فرصتی بود برای باز شدن سر زخم های این سینه ها که این دردها را با خود تا تهران آورده و همه در پای قله دماوند آن را ریخته بودند.
هفته وحدت فرصتی بود برای تحمل درد زِه که بسیاری از دیرباز آبستن آن بود. پس دیگر معنا نداشت که آن چه باید گفته شود دراین روز گفته نشود وآن چه باید از قوه به فعل در آید ونیاید. این درد خیلی هم سوزناک بود وهم خیلی جالب …هم درد می داد و هم دارو تجویز میکرد … هم سوزش می داد و هم نوازش می بخشید … درد هایی که هفته وحدت سر آن را باز نموده بود خیلی حال وهوایی می بخشید… حال وهوایی برای شدن، برای آمدن …
این هفته وحدت نگو که به سان آب می ماند برای ماهی، هوا برای نفس کشیدن باران برای شگفتن… هفته وحدت یعنی بودن وماندن برای یک داعیه …چه داعیه ای؟ …داعیه کوتاه نمودن دست صهیونست ها از گریبان یک امت …کوتاه نمودن دست تبه کاران از گلوی کودک سوری ویمنی … دور نمدن چنگال انفجار از گلوی کودک افغانستان و… 
بلی این بود سی دومین کنفرانس هفته وحدت امسال تحت عنوان (قدس وحدت امت مسلمه ) که دل نبشته هایم از آن را با شما شریک ساختم
با مهر :
مولوی محمد مختار مفلح

false
true
true
true

false